الشيخ رسول جعفريان

300

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

قَبْلِهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا قالُوا ساحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ ، أَ تَواصَوْا بِهِ ، بَلْ هُمْ قَوْمٌ طاغُونَ ، بدين سان بر آنهايى كه از اين پيش بودند پيامبرى مبعوث نشد جز آن كه گفتند : جادوگرى است يا ديوانه‌اى است . آيا بدين كار يكديگر را توصيه كرده بودند ؟ نه ، خود مردمى طاغى بودند . » « 1 » بنابراين مشركان هميشه از عنوان سحر و ساحر براى بىاعتبار كردن انبيا استفاده مىكرده‌اند . اطلاق سحر بر معجزات ساير انبيا به تناسب اعجاز مادى آنها بود ، اما مشركان مكه به چه اعتبارى قرآن را سحر مىدانستند ؟ « چون آيات ما به روشنى بر آنان خوانده شود ، كافران ، حقيقتى را كه برايشان نازل شده است ، گويند : جادويى آشكار است . » « 2 » به نظر مىآيد مشركان در صدد توجيه جذبهء قرآن آن هم جذبهء سحرگونهء آن بوده‌اند . مشكل اين بود كه چه ويژگى در قرآن است كه تودهء مردم اين چنين علاقمند به شنيدن نواى آن هستند . تشبيه قرآن به سحر و يا متهم كردن رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به جادوگرى با قرآن ، به عنوان وردى از اوراد ، براى پاسخ دادن به چنين وضعيتى بود . روشن است كه اين اتهامات براى سرگرم كردن توده‌هاى عامى مردم بوده و طبيعى است كه در ميان آنان اثر خود را داشته است . اما خود اشراف و كسانى چون وليد بن مغيره تصريح داشتند كه قرآن سحر نيست . او اين امر را با توجه به تجربه خود در ديدن ساحران و كارهاى آنان بيان مىكرد . اما همو همان‌طور كه قرآن اشاره كرده ، از سر ادبار و استكبار قرآن را سحر خواند . « 3 » از گزارشات ديگر ، چنين به دست مىآيد كه كاربرد سحر در مورد سخنان رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از آن روى بوده كه همچون سحر سبب اختلاف ميان خانواده مىشده است . مشركين به طفيل بن عمرو گفتند : « تو به شهر ما درآمده‌اى و اين مرد در ميان برآمده ، كار را بر ما دشوار كرده ، جماعت ما را متفرق كرده و امور ما را در هم ريخته است . سخن او همچون سحر است كه ميان فرزند و پدر ، ميان دو برادر و ميان مرد همسرش اختلاف مىاندازد . « 4 » اين كه چگونه سحر در ميان آنان اسباب اختلاف و نفاق بوده ، محتمل است كه اشاره به سابقهء عملكرد كسانى بوده كه براى ايجاد اختلاف ميان خانواده‌ها ( همچون زمان ما ) متوسل به سحر و جادو مىشده‌اند . شايد آنان نيز قرآن را به اين جهت سحر خوانده‌اند . بايد دانست كه اين اتهام خود نشانگر جذبهء بىاندازهء قرآن در ميان مردم است . از نظر كمّى ،

--> ( 1 ) . الذاريات ، 52 ( 2 ) . احقاف ، 7 ( 3 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 1 ، ص 270 ؛ عيون الاثر ، ج 1 ، صص 191 - 190 ( ثم ادبر و استكبر فقال إنْ هذا الّا سحرٌ يؤثر ) ( 4 ) . طبقات الكبرى ، ج 4 ، ص 237